ملا احمد نراقی

مثنوی 7 | گرچه از من می‌شوی اکنون جدا

گرچه از من می‌شوی اکنون جدا

در جزیره هست پیری رهنما

چون شدی در آن جزیره جای‌گیر

بر نداری دست از دامان پیر

کانچه او گوید همه گفت من است

در نصیحت گستری جفت من است

زینهار از پند او غافل مشو

جز به راهی کو رود راهی مرو

هرکه بی پیری بپیماید طریق

سرنگون افتد به چاهی بس عمیق

گر نهی بی پیر در مسجد قدم

سجده‌ات را حاصلی نه جز ندم

گر به کعبه می‌روی یا سومنات

هین مرو بی پیر گر خواهی نجات

گفت پیر جمله پیران جهان

آن امین حق امام مردمان

هرکه پیر وقت خود را پی نبرد

آن به موت جاهلیت جان سپرد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.