ملک‌الشعرا بهار

قطعه 186 | سحرگه به راهی یکی پیر دیدم

سحرگه به راهی یکی پیر دیدم

سوی خاک خم گشته از ناتوانی

بگفتم چه گم کرده‌ای اندرین ره‌؟

بگفتا: جوانی‌، جوانی‌، جوانی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.