ملک‌الشعرا بهار

شعر 30 | داشت اصرار شوهر نادان

داشت اصرار شوهر نادان

که شود زن مطاوع وجدان

رخ نپوشد ز مرد بیگانه

خاصه زان نوجوان فرزانه

زن ازین گفته‌هاکسل می‌شد

قهر می کرد و تنگ‌دل می‌شد

به حذر بود ازآن طریقه شوی

و‌بژه از آن رفیق تازهٔ اوی

ساده‌دل هرچه بیش می‌کوشید

زن رخ از غیر بیش می‌پوشید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.