ملک‌الشعرا بهار

شعر 58 | زده مرد (‌را) استوار مدار، و آپریکان (‌آبرمند) مرد (‌را) چگونه که آیین بود، هزین

زده مرد (‌را) استوار مدار، و آپریکان (‌آبرمند) مرد (‌را) چگونه که آیین بود، هزینه به او ده‌.

کسی کش‌فکندی‌وکردیش‌خوار

مدارش‌ به ‌نزدیک خویش استوار

چو خواهی کنی‌دستکیری زکس

بجوی آبرومند نادسترس

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.