آذر بیگدلی

رباعی 144 | دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من

دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من

گفتم: نبود ز هیچ دل کم، دل من!

گفتا که: دل تو کو؟! فشاندم برهش

یک قطره ی خون و، گفتم: این هم دل من!

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.