مولانا

غزل 955 | سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید

سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید

سلام گرد جهان گشت جز تو نپسندید

بگرد بام تو گردان کبوتران سلام

که بی‌پناه تو کس را نشاید آرامید

چو پر و بال ز تو یافتست هر مرغی

ز غیر تو به کجا باشدش امید مرید

به هر طرف که ببینی تو مرغ سوخته پر

بدان که از طمع خام سوی دام پرید

تو آب کوثری و سوخته به تو آید

برویدش سپس سوز پر و بال جدید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.