اقبال لاهوری

شعر 102 | جهان ما که جز انگاره ئی نیست

جهان ما که جز انگاره ئی نیست

اسیر انقلاب صبح و شام است

ز سوهان قضا هموار گردد

هنوز این پیکر گل ناتمام است

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.