مولانا

غزل 1115 | ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر

ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر

وی آنک در ضمیری آنی و چیز دیگر

اسرار آسمان را اندیشه و نهان را

احوال این و آن را دانی و چیز دیگر

تاریخ برگذشته بر انسی و فرشته

خط‌های نانبشته خوانی و چیز دیگر

از غیب حصه‌ها را بدهی به مستحقان

وز سینه غصه‌ها را رانی و چیز دیگر

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.