اقبال لاهوری

شعر 118 | دوام ما ز سوز ناتمام است

دوام ما ز سوز ناتمام است

چو ماهی جز تپش بر ما حرام است

مجو ساحل که در آغوش ساحل

تپید یک دم و مرگ دوام است

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.