مولانا

غزل 1367 | رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل

رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل

کل قلب لهواه وجد الصبر یصل

سنه الوصل قصیر عجل معتجل

سنه الهجر طویل و مدید و ممل

یملاء الکاس حبیبی و طبیبی و تذر

فعلن مفتعلن او فعلاتن و فعل

ناول الکاس نهارا و جهارا و قحا

لا یخاف رهقا من بمحیاک قتل

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.