غزل 1404 | کار مرا چو او کند، کار دگر چرا کنم؟
کار مرا چو او کند، کار دگر چرا کنم؟
چونک چشیدم از لبش، یاد شکر چرا کنم؟
از گلزار چون روم؟ جانب خار چون شوم؟
از پی شب، چو مرغ شب، ترک سحر چرا کنم؟
باده اگر چه میخورم، عقل نرفت از سرم
مجلس چون بهشت را، زیر و زبر چرا کنم؟
چونک کمر ببستهام، بهر چنان قمررخی
از پی هر ستاره گو، ترک قمر چرا کنم؟
بر سر چرخ هفتمین، نام زمین چرا برم؟
غیرت هر فرشتهام، ذکر بشر چرا کنم؟
نظرها
نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک میشود.