مولانا

غزل 1536 | میان ما درآ ما عاشقانیم

میان ما درآ ما عاشقانیم

که تا در باغ عشقت درکشانیم

مقیم خانه ما شو چو سایه

که ما خورشید را همسایگانیم

چو جان اندر جهان گر ناپدیدیم

چو عشق عاشقان گر بی‌نشانیم

ولیک آثار ما پیوسته توست

که ما چون جان نهانیم و عیانیم

هر آن چیزی که تو گویی که آنید

به بالاتر نگر بالای آنیم

تو آبی لیک گردابی و محبوس

درآ در ما که ما سیل روانیم

چو ما در فقر مطلق پاکبازیم

بجز تصنیف نادانی ندانیم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.