مولانا

رباعی 104 | شب گشت درین سینه چه سوز است عجب

شب گشت درین سینه چه سوز است عجب

می‌پندارم کاول روز است عجب

در دیدهٔ عشق می‌نگنجد شب و روز

این دیدهٔ عشق دیده دوز است عجب

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.