مولانا

رباعی 263 | تا ظن نبری دور زمانم کشته است

تا ظن نبری دور زمانم کشته است

آن چشمهٔ آب حیوانم کشته است

او نیست عجب که دشمن جانش کشت

من بوالعجبم که جان جانم کشته است

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.