مولانا

رباعی 386 | گفتم چشمم که هست خاک کویت

گفتم چشمم که هست خاک کویت

پرآب مدار بی‌رخ نیکویت

گفتا که نه بس بود که در دولت من

از من همه عمر باشد آب رویت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.