مولانا

رباعی 388 | گفتم عشقت مرا بت و خویش منست

گفتم عشقت مرا بت و خویش منست

غم نیست غم از دل بداندیش منست

گفتا بکمان و تیر خود می‌نازی

گستاخ مَیَنداز گرو پیش منست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.