مولانا

رباعی 477 | آن روز که جان خرقهٔ قالب پوشید

آن روز که جان خرقهٔ قالب پوشید

دریای عنایت از کرم میجوشید

سرنای دل از بسکه می لب نوشید

هم بر لب تو مست شد و بخروشید

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.