مولانا

رباعی 511 | از آتش سودای توام تابی بود

از آتش سودای توام تابی بود

در جوی دل از صحبت تو آبی بود

آن آب سراب بود و آن آتش برف

بگذشت کنون قصه مگر خوابی بود

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.