مولانا

رباعی 562 | ای مرغ عجب که صید تو شیرانند

ای مرغ عجب که صید تو شیرانند

گمگشتهٔ سودای تو جان سیرانند

خرم زی و آسوده که این شهر ز تو

زیران زبران و زبران زیرانند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.