مولانا

رباعی 637 | چون دیده بر آن عارض چون سیم افتاد

چون دیده بر آن عارض چون سیم افتاد

جان در لب تو چو دیدهٔ میم افتاد

نمرود صفت ز دیدگان رفت دلم

در آتش سودای براهیم افتاد

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.