مولانا

رباعی 656 | دامان جلال تو ز دستم نشود

دامان جلال تو ز دستم نشود

سودای تو از دماغ مستم نشود

گوئیکه مرا چنانکه هستی بنمای

گر بنمایم چنانکه هستم نشود

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.