مولانا

رباعی 827 | من بندهٔ یاری که ملالش نبود

من بندهٔ یاری که ملالش نبود

کانرا که ملالست وصالش نبود

گوئیکه خیالست و ترا نیست وصال

تا تیره بود آب خیالش نبود

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.