مولانا

رباعی 866 | آن زلف سیاه و قد رعناش نگر

آن زلف سیاه و قد رعناش نگر

شیرینی آن لعل شکرخاش نگر

گفتم که زکوة حسن یک بوسه بده

برگشت و به خنده گفت سوداش نگر

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.