مولانا

رباعی 982 | دلدار چنان مشوش آمد که مپرس

دلدار چنان مشوش آمد که مپرس

هجرانش چنان پر آتش آمد که مپرس

گفتم که مکن گفت مکن تا نکنم

این یک سخنم چنان خوش آمد که مپرس

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.