مولانا

رباعی 991 | آن دل که من آن خویش پنداشتمش

آن دل که من آن خویش پنداشتمش

بالله بر هیچ دوست نگذاشتمش

بگذاشت بتا مرا و آمد بر تو

نیکو دارش که من نکو داشتمش

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.