مولانا

رباعی 1185 | بیکار شدم ای غم عشقت کارم

بیکار شدم ای غم عشقت کارم

در بیکاری تخم وفا میکارم

من صورت وصل میتراشم شب و روز

با خاطر چون تیشه مگر نجارم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.