مولانا

رباعی 1229 | دلدار چو دید خسته و غمگینم

دلدار چو دید خسته و غمگینم

آمد خندان نشست بر بالینم

خارید سرم گفت که ای مسکینم

دل می‌ندهد ره که چنینت بینم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.