مولانا

رباعی 1458 | چون زرد و نزار دید او رو یک من

چون زرد و نزار دید او رو یک من

خونابه روان ز چشم چون جو یک من

خندید و به خنده گفت دلجو یک من

ای ظالم مظلومک بدخو یک من

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.