مولانا

رباعی 1738 | ای دیده تو از گریه زبون می‌نشوی

ای دیده تو از گریه زبون می‌نشوی

ای دل تو این واقعه خون می‌نشوی

ای جان چو به لب رسیدی از قالب من

آخر بچه خوشدلی برون می‌نشوی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.