مولانا

رباعی 1829 | چشمان خمار و روی رخشان داری

چشمان خمار و روی رخشان داری

کان گوهر و لعل بدخشان داری

گیرم که چو غنچه خنده پنهان داری

گل را ز جمال خود تو خندان داری

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.