مولانا

رباعی 1858 | در دل نگذشت کز دلم بگذاری

در دل نگذشت کز دلم بگذاری

یا رخت فتاده در گلم بگذاری

بسیار زدم لاف تو با دشمن و دوست

ای وای به من گر خجلم بگذاری

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.