اقبال لاهوری

شعر 2 | سخن‌ها رفت از بود و نبودم

سخن‌ها رفت از بود و نبودم

من از خِجْلَت، لبِ خود، کم گشودم

سجودِ زنده‌مردان می‌شناسی؟

عیارِ کارِ من گیر از سجودم

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.