مولانا

شعر 134 | عاشقان کل نه عشاق جزو

عاشقان کل نه عشاق جزو

ماند از کل آنک شد مشتاق جزو

چونک جزوی عاشق جزوی شود

زود معشوقش بکل خود رود

ریش گاو و بندهٔ غیر آمد او

غرقه شد کف در ضعیفی در زد او

نیست حاکم تا کند تیمار او

کار خواجهٔ خود کند یا کار او

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.