مهستی گنجوی

رباعی 1 | دوشینه شبم بود شبیه یلدا

دوشینه شبم بود شبیه یلدا

آن مونس غم‌گسار نآمد عمدا

شب تا به سحر ز دیده دُر می‌سفتم

می‌گفتم رب لاتذرنی فردا

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.