مهستی گنجوی

رباعی 5 | باد آمد و گل بر سر مِی‌خواران ریخت

باد آمد و گل بر سر مِی‌خواران ریخت

یار آمد و می در قدح یاران ریخت

آن عنبر تر رونق عطاران بُرد

و آن نرگس مست خون هشیاران ریخت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.