مهستی گنجوی

رباعی 108 | من تازه‌گلی که او نباشد خارش

من تازه‌گلی که او نباشد خارش

یا بلبل خوش‌گو که بود غمخوارش

بازی که سر دست شهان جاش بود

در دام تو افتاد نکو می‌دارش

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.