مهستی گنجوی

رباعی 141 | دی خوش پسری بدیدم اندر زوزن

دی خوش پسری بدیدم اندر زوزن

گو لاف زنی ز خوبرویان زو زن

او بر دل من رحم نکرد و زن کرد

خود داد منش، همی ستاند زو زن

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.