اقبال لاهوری

شعر 122 | همان سوز جنون اندر سر من

همان سوز جنون اندر سر من

همان هنگامه ها اندر بر من

هنوز از جوش طوفانی که بگذشت

نیاسود است موج گوهر من

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.