مهستی گنجوی

رباعی 48 | در غربت اگرچه بخت همره نبود

در غربت اگرچه بخت همره نبود

باری، دشمن ز حالم آگه نبود

دانی که چرا گزیده‌ام رنج سفر

تا ماتم شیر، پیش روبه نبود

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.