مهستی گنجوی

رباعی 23 | دوش از سر پای یار با ما بنشست

دوش از سر پای یار با ما بنشست

باز از سر دست عهدم امروز شکست

نه دوش بُدم شاد و، نه غمگین امروز

کان از سر پای بود و، این از سر دست!

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.