مهستی گنجوی

رباعی 25 | دوشم بگرفت آن نگار سرمست

دوشم بگرفت آن نگار سرمست

کز دست من دلشده نتوانی جَست

گفتم که: شب است دستم از دست بدار

تا با تو نگیردم کسی دست به دست!

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.