مهستی گنجوی

رباعی 32 | برده‌ست دلم آن رخ زیبای تو دوست

برده‌ست دلم آن رخ زیبای تو دوست

فریاد از آن دو چشم رعنای تو دوست

گفتی که: [چه] کرده‌ست تو را سودایی؟

سودای تو، سودای تو، سودای تو، دوست

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.