مهستی گنجوی

رباعی 72 | سودازدهٔ جمال تو باز آمد

سودازدهٔ جمال تو باز آمد

تشنه شدهٔ وصال تو باز آمد

نو کن قفس و، دانهٔ لطفی تو بپاش

کان مرغ شکسته بال تو باز آمد!

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.