مهستی گنجوی

رباعی 106 | زرین دو رُخَم، دو دیده گلگون ز غمش

زرین دو رُخَم، دو دیده گلگون ز غمش

تن کاسته و ناله بر افزون ز غمش

آن روز مبادا که نباشد نفسی

جان خسته، جگر سوخته، دل خون، ز غمش

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.