میرداماد

رباعی 53 | دل درد تو جای جان در آغوش گرفت

دل درد تو جای جان در آغوش گرفت

جان زهر تو خوشگوار چون نوش گرفت

نظاره تو جزیه ام از دیده ستد

اندیشه تو خراجم از هوش گرفت

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.