میرداماد

رباعی 148 | زان پیش که جان ز نور بی مایه شود

زان پیش که جان ز نور بی مایه شود

دل تیره ز دور چرخ نه پایه شود

در ساغر ما یکی از آن باده بریز

کز پرتوش آفتاب چون سایه شود

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.