میرداماد

رباعی 180 | ای دوست بیا و دل آواره ببر

ای دوست بیا و دل آواره ببر

وین خسته روان ز تن به یکباره ببر

من با دل و دیده بی تو بس می نالم

دل بردیم از دو دیده نظاره ببر

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.