میرداماد

رباعی 337 | عمری بگذشت از آن‌که در خواب، شبی

عمری بگذشت از آن‌که در خواب، شبی

از بادهٔ جامِ وصلِ حوری‌نسبی

تَر شد لبم و هنوز چون یاد کنم

بی‌خود گردم چو مستِ جامِ طَرَبی

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.