اقبال لاهوری

شعر 332 | جهان تا از عدم بیرون کشیدند

جهان تا از عدم بیرون کشیدند

ضمیرش سرد و بی هنگامه دیدند

بغیر از جان ما سوزی کجا بود

تو را از آتش ما آفریدند

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.