میرزا حبیب خراسانی

غزل 27 | آنکو سرشت مهر تو اندر سرشت ما

آنکو سرشت مهر تو اندر سرشت ما

هجر تو را نوشت چرا سرنوشت ما

گشتیم خاک ما، که مگر دست روزگار

روزی زند ببام و در دوست خشت ما

ما را بجرم عشق بدوزخ اگر برند

باشد خیال دوست بدوزخ بهشت ما

از ما مپرس حرف و خیالات کفر و دین

ابروی اوست کعبه و کویش کنشت ما

نظرها

نظر بنویسید، اگر خواستید تصویر بگذارید، و به نظر دیگران پاسخ دهید. تصویر بزرگ پیش از ذخیره کوچک می‌شود.